سیگار هم فقط ماربارو کاغذی
شاید لوث ترین اتفاق ممکن در حال حاظر پستی در وصف جناب محسن خان نامجو باشد لیک .... پ ن :قبل از روشن شدن ماشین فیست فیست ادکلن و تو هواکشا خالی کنید پ ن :چه حالی میده باراباسه شیشه رو داده پایین داره /خیس عرق/ با تعجب و حسرت به کولر روشنت نیگا می کنه پ ن :در این لحظه حس می کنی تو یک خان ذاده هستی و او یک گدا زاده
دچار تردید ام/ آی لیدی ها و جنتل منان / آیا مثل ترنج و جنگل آسفالت و هیس و عشق سرعت . با آلبوم *عدد* نیز که رندانه(بخوانید دزدانه) دانلود کرده ام مثل یک سوسک(بخوانید زالو)خوش باشم یا مثل یک ادیب برم سیدی اوریجینالشو بخرم؟ یا شایدم باید لینک دانلودشو بزارم اینجا تا به رفقام بگم به این بهانه بیان تو بلاگم تا اینترنشنال شم!؟
من نیز دچار تردیدم عزیز. آری این چنین بود ای برادر. هوا بس ناجوانمردانه گرم است آی ی ی ی ی
.....................
ای یاد توام مونس .... در گوشه ی تنهایی وی خاطره ات پونز....نوک تیز ته کفشم
این صندل رسوایی... این صندل رسوایی
گرگی تو و میشم من....جمعا به تو آویزیم آب است و سریشم من.... جمعا به تو آویزیم
اگزاز و دیازپامی.... جز زلفت آرامی چون زلف تو نارامم....رسوا و پریشم من
سشوار .....سشوار ..سشوار
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت
10:37 AM توسط تیمور لنگ| |
سلامی چو بوی خوش ادکلن سیگاردر کولر ماشین با این وضعیت بی بنزینی
نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت
11:50 AM توسط تیمور لنگ| |


